سياست بيطرفي رضاشاه در قبال جنگ جهاني دوم و ادامة آن تا زمان بركناري و تبعيد او و اتحاد بدون قيد و شرط محمدرضا پهلوي با متفقين و پذيرش همۀ شرايط آنها موجب شد تا تحليلهاي گوناگوني در اين زمينه ارائه شود؛ بهگونهایكه شماري از سیاستمداران آن روز سياستهاي يادشده را سياستهاي ملي و مناسبترين استراتژي دانستهاند و شماری نيز هر دو سياست را رد كردهاند و اتحاد ايران با متفقين را ائتلافی تحميلي در وضعیت اشغال نظامي دانستهاند. در این نوشتار
با تكيه بر اسناد و مدارك معتبر اين موضوع بررسي شده است.
واژگان كليدی: سياست بيطرفي، جنگ جهاني دوم، متفقين، استراتژي، ائتلاف تحميلي